على دوانى
83
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
و پس از نقل سخنان ثعالبى مىنويسد : « ابو الفتح ابن جنّى نحوى در يكى از مجموعههاى خود نوشته است : شريف رضى ، در وقتى كه هنوز سنش به دهسالگى نرسيده بود ، به محضر ابن سيرافى راه يافت و سيرافى به وى علم نحو ( دستور زبان عربى ) مىآموخت ، روزى در حلقه درس سيرافى نشسته بود ، و سيرافى طبق معمول در بارهء اعراب بعضى كلمات با وى سخن مىگفت . سيرافى از جمله از رضى پرسيد : هرگاه گفتيم : رأيت عمر ( يعنى عمر را ديدم ) علامت نصب در لفظ « عمر » چيست ؟ رضى گفت : « بغض على » ! سيرافى و حاضران از تيزهوشى او دچار شگفتى شدند . . . او كتابى در معانى قرآن كريم تصنيف كرده است كه مانند آن كمتر يافت مىشود . اين كتاب دليل بر وسعت نظر وى در علم نحو و لغت است . همچنين كتابى در « مجازات قرآن » تصنيف كرده است كه در مورد خود كم نظير مىباشد . گروهى از اهل فضل اقدام به جمع آورى ديوان شريف رضى نمودهاند ، كه از همه بهتر ديوانى است كه ابو الحكيم خيرى ، گرد آورده است . . . « 14 » 7 - ابو الفداء عماد الدين اسماعيل - متوفى به سال 732 ه - در تاريخ خود معروف به تاريخ ابو الفداء ضمن حوادث سال 406 ه - نوشته است : « در اين سال شريف حسينى ملقب به رضى محمد بن حسين بن . . على بن ابي طالب رضى الله عنهم ، معروف به موسوى « 15 » صاحب ديوان شعر ، وفات يافت . نقل كردهاند كه وى علم نحو را از ابن « 16 » سيرافى نحوى فرا مىگرفت . روزى به عادت تعليم ، سيرافى به وى كه كودك بود گفت : وقتى گفتيم : « رأيت عمر » علامت نصب در عمر چيست ؟ رضى گفت : بغض على . منظور سيرافى از نصب ، يكى از اعراب كلمات بود ، ولى مقصود رضى از نصب ، بغض على بود ، و اشاره به عمرو بن عاص و بغض و دشمنى او نسبت به على كرد ! حاضران از اين تيزهوشى رضى به شگفت آمدند ، ولادت رضى سال 395 در بغداد واقع شد « 17 » . » 8 - صلاح الدين صفدى ( 764 ) شرح حال او را به گونهاى كه ابن خلكان آورده ، به اجمال و با اضافاتى از خود نقل مىكند ، سپس مىگويد : « او راست كتاب مجاز القرآن ، كه در موضوع خود كمياب است ، كتابى در معانى قرآن ، المتشابه فى القرآن ، مجازات الاثار النبوية
--> ( 14 ) - وفيات الاعيان - چاپ مصر - ج 4 ص 44 تا 48 . ( 15 ) - لقب موسوى بعد از قرن چهارم معمول شده است ، چون معاصرين رضى مانند ثعالبى او را « علوى » مىخواندند ، ولى در قرن پنجم هجرى به بعد ، القاب سادات « موسوى » و « حسينى » اضافه بر « حسنى » كه قبلا معمول بوده ، اضافه شده است . ( 16 ) - معلوم مىشود ابو الفدا نيز تحت تأثير ابن خلكان سيرافى را « ابن سرافى » ضبط كرده است . ( 17 ) - المختصر فى احوال البشر - چاپ بيروت - ج 2 - ص 145 .